جمال الدين محمد الخوانساري

449

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

از براي تو ، پس وحى فرستاد حقّ تعالى بسوى أو كه : هرگاه دانستى اين را پس بتحقيق كه شكر كردهء تو مرا ، ودر روايت ديگر : هرگاه دانستى كه همهء نعمتها از منست راضى شدم من از تو بآن در باب شكر ، يا بحسب شكر واز راه آن . 9120 من أتبع الاحسان بالاحسان ، واحتمل جنايات الاخوان والجيران فقد أكمل البرّ . هر كه در پى كند احسان را باحسان ، وتحمّل كند گناهان برادران وهمسايگان را ، پس بتحقيق كه كامل كرده نيكوئى را ، مراد به « در پى كردن احسان را باحسان » اينست كه بعوض احسانى كه كسى باو كند أو نيز احسان كند باو ، يا اين كه احسانى كه بكسى بكند ترك نكند آن را ومكرّر كند آن را . 9121 من دفع الشّرّ بالخير غلب . هر كه دفع كند شرّ را بخير غالب گردد يعنى بعوض بديى كه كسى باو كند نيكوئى كند باو . 9122 من غضّ طرفه أراح قلبه . هر كه پائين اندازد چشم خود را آسايش دهد دل خود را ، مراد به « پائين - انداختن چشم خود » اينست كه نگاه بجمعى كه در دنيا بالاتر از اويند وبزينتهاى ايشان نكند ، وممكن است كه معنى « غضّ طرفه » اين باشد كه : باز دارد چشم خود را ، ومراد همان باشد كه نگاه نكند بزينتهاى دنيا كه أهل آن دارند . 9123 من كثر ذكره استنار لبّه . هر كه بسيار باشد ذكر أو نوراني گردد عقل أو ، مراد به « ذكر » ياد خداست خواه بدل باشد يا بزبان نيز .